خرید بک لینک
+دیشب عروسی خیلی خوب بود وشام چلومرغ بود.فکرنکنین من ادم شکمویی هستما

++زن عمو اومد خونمون آخر شب

+++بعدازناهار رفتیم سرخاک مامان

++++بچه ها بهم گفتن توی هیئت کلاسه.همون راه رفتم کلاس.خیلی خوب بود

+++++ساعت هشت با نگین داشتیم میومدیم خونه که خانم مامانش رو دید و خواست بامامانش برن بیرون

+نگین بامامانت رفتی،کشتمت!

-پس چیکار کنم؟

+منومیرسونین سرخیابون باقی راهو پیاده میرم

باکریهه-باوشه

ومن خوشحال پیاده از سرخیابون تا خونمون رو فقط تند نتد راه میرفتم و پاهام نابود شدن

برچسب: پنجشنبه بازار همشهری,روزنامه همشهری پنجشنبه,نیازمندیهای پنج شنبه همشهری,همشهری پنجشنبه, نویسنده: ابوالفضل کوشکی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 15:00

صفحه بندی