خرید بک لینک
امروز تصمیم گرفتم برم کلاس اروبیک
خب دختر خاله جان و دوست جان مرا مسخره کردند که تو چی داری که بخوای لاغر بشی و من هی بهشون میگم بابا شکم آوردم دارم چاق میشم ولی باز مسخرم میکنن که لاغری و نیاز نداری به ای کارا :)

خلاصه کلاس شروع شد و منم که جلسه اولم بود و ردیف آخر بودیم و هیچی نمیدیدم جلو و مربی رو
از بچه های جلویی تقلید میکردم و حرکت ها رو بصورت خنده داری میرفتم که خودم بعضی جاهاش دیگه زیادی خندم میگرفت که نمیتونم برم و وایمیسادم کنار و همراشون براشون دست میزدم فقط

+برای گرفتن مدرک زبان، باید برم کلاس این ترم ولی هی یادم میره و تالا سه جلسه ازش گذشته
دوستام نمیان ظاهرا و من شاید نرم بخاطر دوستان گرامی : |

برچسب: اروبیک, نویسنده: ابوالفضل کوشکی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:10

صفحه بندی